مرتضى مطهري
179
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
است . ب . ازدواج صرفاً تكليف و مسئوليت است نسبت به بقاى نوع و تربيت نسل آينده . ج . ازدواج ماهيت اصلىاش تكليف است ولى نظر به اينكه در طبيعت ، عقل و اراده براى انجام اين مسئوليت كافى تشخيص داده نشده است و به حسب غريزه نياز طبيعى در دو طرف ايجاد شده و هركدام به صورت نعمتى براى طرف ديگر درآمده است ، طبيعت حقوقى هم دارد . پس هم حق است و هم تكليف ولى مبناى حق بودنش چيزى است كه مقدمهء انجام مسئوليت است . بنا بر اين نظر و نظر دوم توليد فرزند و تربيت او هدف اصلى است نه تابع و طفيلى شركت . 14 . گفتيم كه اجتماع مدنى فرضاً قراردادى باشد ، اجتماع خانوادگى فطرى است . در حقيقت اين اختصاص ، فطرى است . فرضاً در اختصاص مالى از نظر فطرى بودن شبهه اى باشد در اختصاص جنسى شبهه اى نيست . اين فطرى بودن خصلتهايى به دنبال خود مىآورد از قبيل عفاف و غيرت . دربارهء ماهيت عفاف بحثهايى هست . بعضى خيال مىكنند كه اينها از مستقلات عقليهاند مثل حسن احسان و قبح عدوان ، و بعضى عفاف را امرى تحميلى مىدانند و مصلحتى مثل راسل ، و بعضى آن را تدبيرى ماهرانه از ناحيهء زن مىدانند براى گرانبها كردن خود . حقيقت اين است كه عفاف امرى فطرى است براى نگهدارى اين ضرورت و اين اختصاص ، و مخصوص زن هم نيست . غيرت نيز امرى فطرى و طبيعى است و غير از حسادت است ، بر خلاف نظريهء راسل . 15 . از توابع اين مسئله اين است كه آيا مسئلهء تدبير و ادارهء اين واحد اجتماعى يك امر طبيعى است يا يك امر قراردادى ؟ اساساً احتياج به مدير و مقام عالى دارد يا نه ؟ و بر فرض اينكه دارد ، آيا كدام فرد رئيس است و ديگرى مرئوس ؟ اينجا باز دو نظريه است . طبق نظريهء شركت بايد ديد كداميك سرمايهء بيشترى مىگذارد